الملا فتح الله الكاشاني

131

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

من انعمنا عليه بالتوحيد الا الجنة نيست جزاى آن كسى كه توحيد را به او انعام كرديم مگر بهشت مراد توحيد است و عمل كردن به آنچه حضرت رسالت از نزد او سبحانه ببندگان رسانيده و لهذا قال ابن عباس فى تفسيره هل جزاء من قال لا إله الا اللَّه و عمل بما جاء به محمد ( ص ) الا الجنة و نزد بعضى معنى آيه آنست كه نيست جزاى آن خدايى كه نعم مذكوره را براى شما انعام كرده الا كه احسان نمائيد در حق او بشكرگذارى و سپاس دارى آن و عياشى باسناد خود از حسين بن سعيد نقل كرده و او از عثمان بن عيسى و وى از على بن سالم كه از ابو عبد اللَّه سلام اللَّه عليه شنيدم كه فرمود كه آية فى كتاب اللَّه مسجلة آيتى از كتاب خدا هست كه مرسل و مطلق است يعنى شامل جميع عباد است گفتند آن كدامست يا بن رسول اللَّه فرمود كه * ( هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلَّا الإِحْسانُ ) * جرت فى الكافر و المؤمن و البر و الفاجر يعنى آيه مطلقه اين آيه است كه جاريست در مؤمن و كافر و نيكوكار و بدكار يعنى نيست جزاى كافر بد كردار مگر آنچه مثل آن باشد از عذاب و عقاب و پاداش مؤمن نيكوكار نيست مگر آنچه فراخور او باشد از ثواب در روز حساب بعد از آن فرمود كه هر كه نيكويى در حق كسى كند بر آن كس لازم است كه مكافات آن به او رساند و مكافات نه آنست كه مثل آنچه او كرده باشد در حق او بجاى آورد زيرا كه ح آن كس مزيت ابتدا خواهد داشت بر او پس بايد جزائى كه احسن از فعل او باشد در حق او بتقديم رساند و از محمد حنفية مرويست كه هى مسجلة للبر و الفاجر يعنى آيه مرسلست در حق نيكوكار و بدكار و مخصوص به نيكوكار نيست پس معنى مراد از اين آيه آنست كه ( كل من احسن احسن اليه و كل من اساء أسيء إليه ) يعنى هر كه نيكويى كند نيكويى كرده شود به او و هر كه بدى كند بدى كرده شود به او * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام نعمت از نعمتهاى پروردگار خود كه اخبار كرده شما را كه جزاى نيكى نيكى است و سزاى بدى بدى تا شما از بيابان جانفرساى بدكردارى فرار نموده در شهرستان راحتافزاى نيكوكارى قرار گيريد * ( تُكَذِّبانِ ) * تكذيب نموده باور نميداريد * ( وَمِنْ دُونِهِما ) * و از نزديك آن دو بوستان كه موعودند براى خايفان * ( جَنَّتانِ ) * دو بوستان ديگر است يعنى اين دو بوستان اقربند بقصور و اماكن خايفان كه در آن بوستان ديگر داشته باشد تا بسبب انتقال ايشان از دو جنت اول به اين دو جنت ديگر سرور و فرح ايشان متضاعف شود چه آن ابعد خواهد بود از ملال و كلال كه لازم طبع انسانست و ميتواند بود كه دون بمعنى غير باشد يعنى غير از آن دو جنت دو جنت ديگر هست براى خايفان و نزد اكثر مفسران دون بمعنى انحطاط مرتبه و فضلست پس معنى آنست كه فروتر و پستتر از آن دو جنت كه نامزد خايفانست دو جنت ديگر هست براى كسانى كه در